شعار سایت رنگی- خانه ای می سازیم

به بهانه ی "فروشنده" اصغر فرهادی

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه بریم سینما

0

1
گزارش يك انهدام!

انهدام يعني ويراني، يعني فرو ريختن يك باره، يعني از ريشه تهي شدن... نماي ابتدايي فيلم فروشنده داستان يك انهدام است، انهدام پي خانه اي مملو از خانواده هاي گوناگون در نيمه شبي نامعلوم به كمك بازوي سرد و آهني لودري مكانيكي كه عصبانی، بدون هيچ خبري، زمين مجاور خانه را براي ساختن برجي عظيم شخم مي زند و پي خانه ي همسايه  را زير و رو مي كند!

فروشنده در غوغاي همين ويراني و ترس از مدفون شدن در زير آوار آغاز مي شود. قبلترش اما، در شروع تيتراژ فيلم  با نمايي از تخت دو نفره ي ويلي لومان و همسرش لیندا، همراه بخش هاي مختلف طراحي صحنه و آكساسوار نمايش مرگ فروشنده، وارد جهان موازي با دنياي واقعي فيلم مي شويم، همان جهان موازي نمايشنامه ي آرتور ميلر كه در كنار دنياي واقعي "فروشنده" با امكان ريزش هر لحظه اي سقف ها و شكاف هاي عميق ديوارها، همراه ترك هاي پر سرعت بر شيشه هاي پنجره به خوبي پيش در آمد يك انهدام را  تدارك مي بيند!

نظرات (0) بازدیدها: 49

"پروست چگونه مي تواند زندگي شما را دگرگون كند؟" از نگاه آلن دوباتن!

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه اتاق پذیرایی

2
+1
1

untitled
در كوچه پس كوچه هاي رمان پروست!

نمي دانم چرا ولي وقتي كتاب " پروست چگونه مي تواند زندگي شما را دگرگون كند" اثر دوباتن را مي خواندم در لحظات و شايد دقايقي وقتي از نگاه دوباتن پروست را مي ديدم، به ياد هنرمندي وطني مي افتادم! هنرمندي كه به واسطه ي نوع نگاهش شهروند زمين بود! خيلي ها در سرتاسر جهان مي شناختندش و تحت تاثيرش بودند و شايد به همين واسطه بود كه هنرش مثل پروست چندان مرز و ديوار نداشت!
دوباتن در تحليل رمان "در جستجوي زمان از دست رفته" ي پروست معتقد است، چيزهايي كه در اين رمان عريض و طويل مي تواند توجه ما را به خود جلب كند:

١) معمولا در خواندن يا ديدن، يا حتي شنيدنِ هرچيز در جستجوي خودمان هستيم! چون دلمان مي خواهد كه يك اثر هنري حقيقتا در زندگي ما موثر باشد و به درد بخورد، يعني در دل زندگي ما جايگاهي ویژه داشته باشد؛ و اگر اين ارتباط را نيابيم، شايد پس از مواجهه با آن اثر به خيالمان بيايد كه اصلاً  آن را نخوانديم، يا نديديم، يا نشنيديم، و اين نشان مي دهد كه ما در يك اثر هنري به دنبال خودمان مي گرديم!

نظرات (1) بازدیدها: 53

سفر به دامنه ی البرز...

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه ولگردی ها

3
+3

FullSizeRender 13
فلشي بلند در جهت آسمان...

جاده چيز عجيبي است! مثل يك سيم كارش رساندن است! وصل كردن! اين جاده هميشه هم محتاج مقصد نيست، گاهي بي مقصد تنها تو را دچار خودش مي كند،
"دچار يعني عاشق"
دچارت می کند تا مسافرش شوي و عاشق پيمودن راه هاي بي انتهايش باشي!

نظرات (1) بازدیدها: 72

لانتوری دُرمیشیان، آئینه ای تمام قد!

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه بریم سینما

2
+2

FullSizeRender 11
مثل يك كيسه ي بوكس!

رضا درمیشیان:
لانتوري عاشقانه اي پرالتهاب در دل جامعه است، عشقي كه به جنون ختم مي شود...

لانتوري
لانتوري
لانتوري
سه بار تكرارش كردم! حتي بيش از اين هم مي توانم!
آنقدر تنوع احساساتي كه هنگام اداي اين واژه در ذهنم مرور مي شود زياد است، كه ناخودآگاه نمي توانم اين كلمه را فقط يك بار بر زبان آورم و به ادامه ي جمله هايم بپردازم!
ديدن لانتوري مثل قرار گرفتن به جاي يك كيسه ي بوكس است! با ديدن هر اتفاق و نفوذ كردن به عمق آن انگار مشتي بر وجودت حواله مي شود و بخشي از آن را به درد مي آورد، شدت اين مشت ها رفته رفته دنده هايت را درهم مي شكند! حالا با هر دم و بازدم  بايد انبوه بي امان درد را بر دوش وجودت جا به جا كني و مشت ها يكي پس از ديگري تو را از پا بيندازد!
عمق اين درد خيلي زياد است! آنقدر زياد كه از جايي به بعد ديگر عصباني هم نيستي، خشمگين هم نيستي، فقط بي قراري، بي قرار و مضطرب!
بي قرار چه بايد كرد؟
اضطرار چه مي شود كرد؟

نظرات (1) بازدیدها: 86

"دختر" میرکریمی در سینماها...

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه بریم سینما

2
+2

FullSizeRender 11دودكش گرم خانه...

دختر فيلم جمع و جوري است،
نه اينكه بگويم همه ي فيلم هاي ميركريمي عريض و طويل است و اين يكي دنج و خودماني، نه!
قصدم اين است كه هم كاراكترهاي اصليش كم تعدادند، هم فضاي شخصي آدم ها در فيلم، بدون كشمكشي پيچيده و داستاني پر شاخ و برگ، خوب از كار درآمده و باور پذير است.
ديدن دختر همزمان برايم دو خاطره ي خوب از دو فيلم دوست داشتني ديگر مير كريمي را در عين بي ارتباطي با آنها تداعي مي كرد!
خيلي دور خيلي نزديك، و به همين سادگي!

نظرات (1) بازدیدها: 44

دیدنیها از دید تو

نمایش "کروماکی" در تماشاخانه ی "دا"

نمایش کروماکی در تماشاخانه ی دا ...

 قلقلك گوشه هاي كم تمركز!   بعض...

به بهانه ی "فروشنده" اصغر فرهادی

به بهانه ی فروشنده اصغر فرهادی...

گزارش يك انهدام! انهدام يعني ويران...

"پروست چگونه مي تواند زندگي شما را دگرگون كند؟" از نگاه آلن دوباتن!

پروست چگونه مي تواند زندگي شما را ...

در كوچه پس كوچه هاي رمان پروست! نم...

مجلس ضربت بهرام بیضایی با صحنه گردانی محمد رحمانیان در تئاتر شهر!

مجلس ضربت بهرام بیضایی با صحنه گردا...

شما با من چه کردید؟! اسطوره ي علي ...

تازه های سرگذشت ابرها

داوود فتحعلی بیگی

داوود فتحعلی بیگی

دنیای آقای نمایش ایرانی! آدم هایی ...

علیرضا کوشک جلالی

علیرضا کوشک جلالی

علیرضا کوشک جلالی متولد ۱۳۳۷ در...

آرش دادگر

آرش دادگر

آرش دادگر در سال 1352 در شیراز ...

مرضیه برومند

مرضیه برومند

مرضیه برومند (زاده ۱۷ خرداد ۱۳۳۰ د...

ولگردی های اخیر

سفر به دامنه ی البرز...

سفر به دامنه ی البرز......

فلشي بلند در جهت آسمان... جاده چيز...

به بهانه ی سفر به سرزمین خیابان های شاعر، فرانسه!

به بهانه ی سفر به سرزمین خیابان های...

آویزان از کلید سل! لا، سل، دو، سی،...

به بهانه سفر به سرزمین اژدهای سرخ!

به بهانه سفر به سرزمین اژدهای سرخ!...

 چتر چين دار چيني! به خاطر يك نق...

به بهانه سفر به سرزمین هند...

به بهانه سفر به سرزمین هند......

 تخته سنگ ها در پیاده رو! معمولا...