شعار سایت رنگی- خانه ای می سازیم

به بهانه سفر به سرزمین کوه های بلند، هورامان

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه ولگردی ها

5
+5

01جایی فراسوی ابرها...


اینجا بالاست، خیلی بالا... آن قدر بالا که تا چشم کار می کند  قله های مرتفع است و گل های وحشی و بلوط های درهم؛ آن قدر بالا که فکر می کنی به میهمانی آسمان آمده ای و میزبانت ابرها شده اند؛ آن قدر بالا که اگر بخواهی از آن پایین – از روی زمین- به این بالاها نگاهی بینداری، گمانت میرود اینجا انتهای آسمان است و محلی است برای رسیدن به سقف دنیا...
اما ساکنان این بلندی ها کیستند؟! کسی می تواند در این ارتفاع بزید؟! خوی و خصلت ابر نشینان چیست؟!
برای من که زاده ی کرمانشاهم و فرزند دامنه های زاگرس، همیشه این بلندی ها و جهان فراسوی ابرها رازی بود سر به مهر و گنجی نامکشوف... سالها گذشت و کوچک ها بزرگ شدند و بزرگ ها کوچک! اما راز کودکی ها دست نخورده همراهم آمد و سرانجام زمان گشوده شدن این طومار سر به مهر فرا رسید...از آن پس من هستم و پیچ های تو در تو، من هستم و جاده های طویل، من هستم و درختان سر به هوای بلوط و ون، و من هستم و سرزمین فراخ و مرتفع هورامان!...

نظرات (0) بازدیدها: 38

به بهانه ی سفر به سرزمین افق های بی انتها، زواره ی اصفهان

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه ولگردی ها

3
+3

rangi arefeh azrmi 1ستاره های ساکن زمین!

شنیده بودم کویر سرزمین خیال است، شنیده بودم آسمانش روی زمین است، شنیده بودم افقش بی انتهاست و حصاری ندارد، و مردم دریا دلش خوب می دانند قدر و بهای هر چیز را، آخر آنها نگهبانان آبند و می دانند قیمت این گوهر بی قیمت را
میدانستم فاصله ی گوش تا چشم تنها یک وجب است، و فهمیدم فاصله ی شنیدن تا باور کردن تنها چند صد کیلومتر!
کافی است بعد از ظهر یک روز بهاری، حوالی ساعت 7 عصر، سوار قطار تهران- کرمان شوی و بعد از مرور 4،5 ساعته ی خاطراتت در کوپه ی دنج قطار، حوالی 11/30-12 شب، در ایستگاه زواره ی اصفهان پیاده شوی، آن وقت است که می توانی از همان ابتدای ورودت شنیده هایت راجع به کویر را مرور کنی و رفته رفته درک کنی معنای تمامی این شنیده ها را.

نظرات (0) بازدیدها: 40

'گالری عکس "به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های بی سر، یونان کهن..."

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه من و دوربینم

16
+15
1

12دیوارهای صدا دار!

گاهی هنگام عبور از کوچه پس کوچه های آتن کهن فکر می کردم شاید این شهر لرز دارد!

آخر در همه جای شهر، روی اکثر دیوارها، نقش و نگارهایی رنگین (گرافیتی های گوناگون) بر گونه های پرچروک آتن نشسته بود!

گویی این شهر باشکوه لحافی گل گلی از اعتراض خاموش مردمانش دورش پیچیده تا شاید بتواند از گزند سرمای بحران ها در امان بماند!

این گزارش تصویری نگاهی به دیوارهای صدا دار این شهر و مکان های خاطره انگیزی است که با قایق دوربین شما را هم مسافر لحظاتش می کنم...

نظرات (9) بازدیدها: 321

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های بی سر، یونان کهن...

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه ولگردی ها

16
+16

01زیتون های پرنده!

نمی دانم سرش را کجا جا گذاشته؟
اصلا سر دارد یا نه؟
شاید بیش از یک سر دارد و هر بار یکی از آن ها را استفاده می کند!
پس دست هایش کجاست؟
آن ها را هم همراه سر یا سرهایش گم کرده؟!
شاید ربطی باشد بین سرها و دست هایش!
شاید فکرهای مختلف در سرهای متفاوتش، آثار گوناگونی را با دست هایش خلق می کند!
چرا قلب و تنش یکی است اما سرها و  دست هایش متنوع؟!
اینکه ذهنیات گوناگون با اعمال مختلف بتوانند کنار هم در یک قلب و تن خانه کنند معنایش چیست؟!
شاید معنای دمکراسی همین است!...

نظرات (4) بازدیدها: 262

به بهانه ی سفر به کوه جنگل های ماسال...

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه ولگردی ها

17
+17

1

تونل شیشه ای مات!

بازی خط و نقطه های کودکی ها یادتان هست؟ آن زمان که شماره های درهم را به هم وصل می کردیم تا از میان ناشناخته ها، شناخته شده ای را بیابیم و وجودی موجود اما نا مکشوف را با وصل کردن اعداد کشف کنیم؟...به گمانم کار سفر هم همین است، نقطه های مبهم وجودمان را پیدا می کند، سپس با خطِ حال و هوایش آن ها را به هم وصل می کند و چیزی را از درونمان به ما نشان می دهد که تا به حال ندیده ایم...

نظرات (7) بازدیدها: 296

به بهانه ی "فروشنده" اصغر فرهادی

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه بریم سینما

10
+10

1
گزارش يك انهدام!

انهدام يعني ويراني، يعني فرو ريختن يك باره، يعني از ريشه تهي شدن... نماي ابتدايي فيلم فروشنده داستان يك انهدام است، انهدام پي خانه اي مملو از خانواده هاي گوناگون در نيمه شبي نامعلوم به كمك بازوي سرد و آهني لودري مكانيكي كه عصبانی، بدون هيچ خبري، زمين مجاور خانه را براي ساختن برجي عظيم شخم مي زند و پي خانه ي همسايه  را زير و رو مي كند!

فروشنده در غوغاي همين ويراني و ترس از مدفون شدن در زير آوار آغاز مي شود. قبلترش اما، در شروع تيتراژ فيلم  با نمايي از تخت دو نفره ي ويلي لومان و همسرش لیندا، همراه بخش هاي مختلف طراحي صحنه و آكساسوار نمايش مرگ فروشنده، وارد جهان موازي با دنياي واقعي فيلم مي شويم، همان جهان موازي نمايشنامه ي آرتور ميلر كه در كنار دنياي واقعي "فروشنده" با امكان ريزش هر لحظه اي سقف ها و شكاف هاي عميق ديوارها، همراه ترك هاي پر سرعت بر شيشه هاي پنجره به خوبي پيش در آمد يك انهدام را  تدارك مي بيند!

نظرات (1) بازدیدها: 629

"پروست چگونه مي تواند زندگي شما را دگرگون كند؟" از نگاه آلن دوباتن!

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه اتاق پذیرایی

11
+10
1

untitled
در كوچه پس كوچه هاي رمان پروست!

نمي دانم چرا ولي وقتي كتاب " پروست چگونه مي تواند زندگي شما را دگرگون كند" اثر دوباتن را مي خواندم در لحظات و شايد دقايقي وقتي از نگاه دوباتن پروست را مي ديدم، به ياد هنرمندي وطني مي افتادم! هنرمندي كه به واسطه ي نوع نگاهش شهروند زمين بود! خيلي ها در سرتاسر جهان مي شناختندش و تحت تاثيرش بودند و شايد به همين واسطه بود كه هنرش مثل پروست چندان مرز و ديوار نداشت!
دوباتن در تحليل رمان "در جستجوي زمان از دست رفته" ي پروست معتقد است، چيزهايي كه در اين رمان عريض و طويل مي تواند توجه ما را به خود جلب كند:

١) معمولا در خواندن يا ديدن، يا حتي شنيدنِ هرچيز در جستجوي خودمان هستيم! چون دلمان مي خواهد كه يك اثر هنري حقيقتا در زندگي ما موثر باشد و به درد بخورد، يعني در دل زندگي ما جايگاهي ویژه داشته باشد؛ و اگر اين ارتباط را نيابيم، شايد پس از مواجهه با آن اثر به خيالمان بيايد كه اصلاً  آن را نخوانديم، يا نديديم، يا نشنيديم، و اين نشان مي دهد كه ما در يك اثر هنري به دنبال خودمان مي گرديم!

نظرات (1) بازدیدها: 520

دیدنیها از دید تو

نمایش "کروماکی" در تماشاخانه ی "دا"

نمایش کروماکی در تماشاخانه ی دا ...

 قلقلك گوشه هاي كم تمركز!   بعض...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های ...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجس...

به بهانه ی "فروشنده" اصغر فرهادی

به بهانه ی فروشنده اصغر فرهادی...

گزارش يك انهدام! انهدام يعني ويران...

"پروست چگونه مي تواند زندگي شما را دگرگون كند؟" از نگاه آلن دوباتن!

پروست چگونه مي تواند زندگي شما را ...

در كوچه پس كوچه هاي رمان پروست! نم...

تازه های سرگذشت ابرها

داوود فتحعلی بیگی

داوود فتحعلی بیگی

دنیای آقای نمایش ایرانی! آدم هایی ...

علیرضا کوشک جلالی

علیرضا کوشک جلالی

علیرضا کوشک جلالی متولد ۱۳۳۷ در...

آرش دادگر

آرش دادگر

آرش دادگر در سال 1352 در شیراز ...

مرضیه برومند

مرضیه برومند

مرضیه برومند (زاده ۱۷ خرداد ۱۳۳۰ د...

ولگردی های اخیر

به بهانه سفر به سرزمین کوه های بلند، هورامان

به بهانه سفر به سرزمین کوه های بلند...

جایی فراسوی ابرها... اینجا بالاست،...

به بهانه ی سفر به سرزمین افق های بی انتها، زواره ی اصفهان

به بهانه ی سفر به سرزمین افق های بی...

ستاره های ساکن زمین! شنیده بود...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های بی سر، یونان کهن...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های ...

زیتون های پرنده! نمی دانم سرش را ک...

به بهانه ی سفر به کوه جنگل های ماسال...

به بهانه ی سفر به کوه جنگل های ماسا...

تونل شیشه ای مات! بازی خط و نقطه...