شعار سایت رنگی- خانه ای می سازیم

به بهانه ی "فروشنده" اصغر فرهادی

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه بریم سینما

10
+10

1
گزارش يك انهدام!

انهدام يعني ويراني، يعني فرو ريختن يك باره، يعني از ريشه تهي شدن... نماي ابتدايي فيلم فروشنده داستان يك انهدام است، انهدام پي خانه اي مملو از خانواده هاي گوناگون در نيمه شبي نامعلوم به كمك بازوي سرد و آهني لودري مكانيكي كه عصبانی، بدون هيچ خبري، زمين مجاور خانه را براي ساختن برجي عظيم شخم مي زند و پي خانه ي همسايه  را زير و رو مي كند!

فروشنده در غوغاي همين ويراني و ترس از مدفون شدن در زير آوار آغاز مي شود. قبلترش اما، در شروع تيتراژ فيلم  با نمايي از تخت دو نفره ي ويلي لومان و همسرش لیندا، همراه بخش هاي مختلف طراحي صحنه و آكساسوار نمايش مرگ فروشنده، وارد جهان موازي با دنياي واقعي فيلم مي شويم، همان جهان موازي نمايشنامه ي آرتور ميلر كه در كنار دنياي واقعي "فروشنده" با امكان ريزش هر لحظه اي سقف ها و شكاف هاي عميق ديوارها، همراه ترك هاي پر سرعت بر شيشه هاي پنجره به خوبي پيش در آمد يك انهدام را  تدارك مي بيند!

نظرات (1) بازدیدها: 582

لانتوری دُرمیشیان، آئینه ای تمام قد!

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه بریم سینما

9
+9

FullSizeRender 11
مثل يك كيسه ي بوكس!

رضا درمیشیان:
لانتوري عاشقانه اي پرالتهاب در دل جامعه است، عشقي كه به جنون ختم مي شود...

لانتوري
لانتوري
لانتوري
سه بار تكرارش كردم! حتي بيش از اين هم مي توانم!
آنقدر تنوع احساساتي كه هنگام اداي اين واژه در ذهنم مرور مي شود زياد است، كه ناخودآگاه نمي توانم اين كلمه را فقط يك بار بر زبان آورم و به ادامه ي جمله هايم بپردازم!
ديدن لانتوري مثل قرار گرفتن به جاي يك كيسه ي بوكس است! با ديدن هر اتفاق و نفوذ كردن به عمق آن انگار مشتي بر وجودت حواله مي شود و بخشي از آن را به درد مي آورد، شدت اين مشت ها رفته رفته دنده هايت را درهم مي شكند! حالا با هر دم و بازدم  بايد انبوه بي امان درد را بر دوش وجودت جا به جا كني و مشت ها يكي پس از ديگري تو را از پا بيندازد!
عمق اين درد خيلي زياد است! آنقدر زياد كه از جايي به بعد ديگر عصباني هم نيستي، خشمگين هم نيستي، فقط بي قراري، بي قرار و مضطرب!
بي قرار چه بايد كرد؟
اضطرار چه مي شود كرد؟

نظرات (2) بازدیدها: 336

"دختر" میرکریمی در سینماها...

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه بریم سینما

8
+8

FullSizeRender 11دودكش گرم خانه...

دختر فيلم جمع و جوري است،
نه اينكه بگويم همه ي فيلم هاي ميركريمي عريض و طويل است و اين يكي دنج و خودماني، نه!
قصدم اين است كه هم كاراكترهاي اصليش كم تعدادند، هم فضاي شخصي آدم ها در فيلم، بدون كشمكشي پيچيده و داستاني پر شاخ و برگ، خوب از كار درآمده و باور پذير است.
ديدن دختر همزمان برايم دو خاطره ي خوب از دو فيلم دوست داشتني ديگر مير كريمي را در عين بي ارتباطي با آنها تداعي مي كرد!
خيلي دور خيلي نزديك، و به همين سادگي!

نظرات (1) بازدیدها: 332

به بهانه ی سفر تازه ي عباس کیارستمی...

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه بریم سینما

5
+5

IMG 4465زیر چتر جزئیات...

فکرکن پرنده ای، پرواز می کنی در آسمان آبی بر فراز دشت ها، کوه ها، دریاها و دریاچه ها؛ فکر کن کش می آید دیدنت در وسعت بی انتهای دشت های سبز؛ فکر کن از آن بالا می بینی نقطه هایی تک به تک یا مجموعه ای مبهم را در لا به لای خطوطی در هم و پیچیده، گاه مستقیم، گاه مورب، گاه... بعد آرام آرام پایین می آیی، هی پایین و پایین تر و رفته رفته آن توده های مبهم و درهم، رنگ و شکل واضح تری می گیرند و آن خطوط بی معنی، راه می شوند و کوره راه و جاده در میان تک درخت ها یا انبوه جنگل های سر به هم ساییده؛ بعد تو مسافر می شوی، راه می پیمایی در جاده ها و مسیرها، و کم کم فکر می کنی این راه ها رگ های زمینند برجسته روی پوست پر چین و چروکش، و بعد آنقدر چشمانت قِل می خورد در این راه های مستقیم و درهمِ زمین که ناگهان فکر می کنی وجودت وسعت گرفته و کش آمده به اندازه ی تمامی دشت ها و کوه ها و صحراها! هرچه گردشت در جاده ها و کوره راه های این پوست چین خورده زیادتر می شود، بیشتر راه ها را شبیه رگ و پی و ریشه ی خودت می بینی و فکر می کنی این مسیرها، شریان های حیاتی ِسیاه و سرخِ رگ هایت هستند که گسترده شدند در کل وجودت! درست بعد از این انبساط است که احساس آمیختگی عجیبی می کنی با تمامی هستی، با تمام عرض و طول این کره ی خاکی! این حس مشترک از آن معجزه هاست، معجزه ای که شاید تنها امکان وجودش، حضور در سینمایی از جنس سینمای تو باشد!...

نظرات (6) بازدیدها: 492

دیدنیها از دید تو

نمایش "کروماکی" در تماشاخانه ی "دا"

نمایش کروماکی در تماشاخانه ی دا ...

 قلقلك گوشه هاي كم تمركز!   بعض...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های ...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجس...

به بهانه ی "فروشنده" اصغر فرهادی

به بهانه ی فروشنده اصغر فرهادی...

گزارش يك انهدام! انهدام يعني ويران...

"پروست چگونه مي تواند زندگي شما را دگرگون كند؟" از نگاه آلن دوباتن!

پروست چگونه مي تواند زندگي شما را ...

در كوچه پس كوچه هاي رمان پروست! نم...

تازه های سرگذشت ابرها

داوود فتحعلی بیگی

داوود فتحعلی بیگی

دنیای آقای نمایش ایرانی! آدم هایی ...

علیرضا کوشک جلالی

علیرضا کوشک جلالی

علیرضا کوشک جلالی متولد ۱۳۳۷ در...

آرش دادگر

آرش دادگر

آرش دادگر در سال 1352 در شیراز ...

مرضیه برومند

مرضیه برومند

مرضیه برومند (زاده ۱۷ خرداد ۱۳۳۰ د...

ولگردی های اخیر

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های بی سر، یونان کهن...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های ...

زیتون های پرنده! نمی دانم سرش را ک...

به بهانه ی سفر به کوه جنگل های ماسال...

به بهانه ی سفر به کوه جنگل های ماسا...

تونل شیشه ای مات! بازی خط و نقطه...

سفر به دامنه ی البرز...

سفر به دامنه ی البرز......

فلشي بلند در جهت آسمان... جاده چيز...

به بهانه ی سفر به سرزمین خیابان های شاعر، فرانسه!

به بهانه ی سفر به سرزمین خیابان های...

آویزان از کلید سل! لا، سل، دو، سی،...