شعار سایت رنگی- خانه ای می سازیم

"ماهی و گربه" شهرام مکری،هنوز هم در سینماها!

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه بریم سینما

3
+3

2این دو سال جادویی!

دو سال كم زماني نيست، يعني ١٤ ماه، ٧٢٠ روز، ١٧ هزار و ٥٢٠ ساعت يا خيلي خيلي ثانيه!

در اين دو سال شايد بيش از ٥ بار براي ديدن ماهي و گربه عزمم را جزم كردم و هر بار نشد كه نشد! ديگر باورم شده بود كه شايد پاي طلسم و جادو در كار است!

آخر هرچه بيشتر تلاش مي كردم، بيشتر كارها گره مي خورد و حسرت ديدن برايم باقي مي ماند!

بالاخره امروز، دوم تير ٩٥،  ممكن شد...

ماهي و گربه ي شهرام مكري را بعد از اين همه وقت ديدم و دليل اين جادوي دو ساله را فهميدم!...

از همان ابتداي فيلم با خواندن پرونده ي داستان واقعي و خون پاشي رنگ سرخ بر سر تا سر پرده ي نقره اي، تا در ادامه با ديدن پلان سكانس ١٣٧ دقيقه اي با دوربين روي دست و تكان ها و سرك كشيدن هاي مداوم دوربين، همه و همه محيطي كافكايي و عجيب برايم مي ساخت! جوري كه هر لحظه فكر مي كردم اگر سرم را برگردانم حتماً چشمان درشت كسي را پس گردنم مي بينم كه با سوء ظن نگاهم مي كند! اين اضطرابِ دائمي و وحشت دامنگير، درد مضمني پسِ گيجگاهم  بود كه تقريبا در تمام لحظه هاي فيلم خودنمايي مي كرد!

خوني نمي ديدي، روحي، شبحي، يا تصوير روان پريشِ قاتلي زنجيره اي، هيچكدام! به عكس هر سه نيروي شرِ فيلم وقتي از نزديك به سراغشان ميرفتي به نوعي امن بودند، امن و ساده كه گاهي با شوخ طبعي نيز همراهيت مي كردند. اما سبب اين وحشت دائمي بايد چيزي فراتر از ديدن مي بود، انگار از همان ابتدا با تك جمله هاي مستند و بعد تزريق مداوم اضطراب از طريق نگاه هاي ناظري ناديده در قالب دوربين، بذر هراس را در روحت مي نشاند و ولوله اي كم سابقه در درونت مي انداخت! جوري كه هر حركت به ظاهر ساده و معمولي، انفجاري از ترس مي شد در جانت! در اين بين موسيقي كريستف رضاعي هم از آن اعجوبه هايي بود كه در ساختن اين فضاي پرالتهاب به هيچ وجه نمي توان از يادش برد!

8 عنصر مهم و عجيب ديگر كه اصلا انگار اساس فيلم بود و پاسخ جادوي دو ساله ي من، عنصر زمان بود! خود "مُكري" در يادداشتي نوشته است:

"برای اینکه به تعریف روشنی از زمان برسیم و بتوانیم جادوی آن را به تصویر کشیم، بهترین روش این است که شکست زمان را در یک پلان سکانس نمایش دهیم. یعنی اتفاقاتی را که در یک زمان درهم و به طور موازی رخ می دهد را در یک پلان نشان دهیم. الگوی من دراین کار تابلوهای اشر بود که می توانیم با نگاه به این تابلوها حرکت را حس کنیم."

فيلم ماهي و گربه در يك تصويرِ واحدِ نقاشي شده، عين نقاشي هاي اشر است!

10

تصاویری تو در تو و مفهومی از حركت كه تشخيص ابتدا و انتهايش با تو است، يعني با هيچكس نيست و با همه كس است! از هركجا نگاهش كني آغازي دارد و ميانه و پاياني، و درست در همان لحظه و دم، همان آغاز و ميانه و پايان كمي آن طرف تر، با شمايلي متفاوت خودنمايي مي كند و روايتي ديگر را ترسيم مي كند، درست عين همين دو سال طلسم شده ي من!

تو گويي هر زمان كه عزمم بر ديدن مي شد و واقعه اي مرا از رفتن باز مي داشت، با اكران هاي مجدد فيلم و نرسيدن هاي مكرر من، باز بخشي ديگري از روزگار من به شكلي موازي در ارتباط يا بي ارتباط به فيلم رقم مي خورد!

انگار ديدن ماهي و گربه براي من، مثل كشف لحظه ي مرگ مارال در فيلم بود، و تمام روزهايي كه برنامه اي براي ديدن فيلم ريختم و نشد، يكي از همان داستان هاي موازي ماهي و گربه بود كه درست در راستاي قتل مارال صورت مي گرفت و ما به تماشايش مي نشستيم!

بالاخره دو سال جادو شده تمام شد و من به تماشا نشستم، و در انتهاي فيلم نيز ما سرانجام شاهدان مرگ مارال شديم و با شنيدن ماهي و گربه ي گروه پالت، به جاي روح مارال همراه باد بادك ها پرواز كرديم...

حالا من هم مي توانم دو سال گذشته ام را در قاب نقاشي هاي اشر يك جا ببينم! تمام آغازهاي در پايانش و تمام پايان هايي كه در شروع آغاز مي شود،

انگار ديدن ماهي و گربه توسط من، و به تصوير كشيدن مرگ مارال و شايد مرگ باقي دوستانش در فيلم، يك بهانه بود، بهانه اي براي ديدن و پيدا كردن داستان هاي موازي زندگي خودمان، و تلاش براي اسير نماندن در تك داستان موجود در مقابل چشمانمان!

12

برای خریدن بلیط می توانید به اتاق دوستان مشترک، قفسه ی سینما تیکت مراجعه کنید.

عارفه آزرمی

تیر95

119

افزودن نظر

رنگیهایی که در مورد این مطلب گفته اند

نظرات (1)

دیدنیها از دید تو

نمایش "کروماکی" در تماشاخانه ی "دا"

نمایش کروماکی در تماشاخانه ی دا ...

 قلقلك گوشه هاي كم تمركز!   بعض...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های ...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجس...

به بهانه ی "فروشنده" اصغر فرهادی

به بهانه ی فروشنده اصغر فرهادی...

گزارش يك انهدام! انهدام يعني ويران...

"پروست چگونه مي تواند زندگي شما را دگرگون كند؟" از نگاه آلن دوباتن!

پروست چگونه مي تواند زندگي شما را ...

در كوچه پس كوچه هاي رمان پروست! نم...

تازه های سرگذشت ابرها

داوود فتحعلی بیگی

داوود فتحعلی بیگی

دنیای آقای نمایش ایرانی! آدم هایی ...

علیرضا کوشک جلالی

علیرضا کوشک جلالی

علیرضا کوشک جلالی متولد ۱۳۳۷ در...

آرش دادگر

آرش دادگر

آرش دادگر در سال 1352 در شیراز ...

مرضیه برومند

مرضیه برومند

مرضیه برومند (زاده ۱۷ خرداد ۱۳۳۰ د...

ولگردی های اخیر

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های بی سر، یونان کهن...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های ...

زیتون های پرنده! نمی دانم سرش را ک...

به بهانه ی سفر به کوه جنگل های ماسال...

به بهانه ی سفر به کوه جنگل های ماسا...

تونل شیشه ای مات! بازی خط و نقطه...

سفر به دامنه ی البرز...

سفر به دامنه ی البرز......

فلشي بلند در جهت آسمان... جاده چيز...

به بهانه ی سفر به سرزمین خیابان های شاعر، فرانسه!

به بهانه ی سفر به سرزمین خیابان های...

آویزان از کلید سل! لا، سل، دو، سی،...