شعار سایت رنگی- خانه ای می سازیم

لانتوری دُرمیشیان، آئینه ای تمام قد!

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه بریم سینما

9
+9

FullSizeRender 11
مثل يك كيسه ي بوكس!

رضا درمیشیان:
لانتوري عاشقانه اي پرالتهاب در دل جامعه است، عشقي كه به جنون ختم مي شود...

لانتوري
لانتوري
لانتوري
سه بار تكرارش كردم! حتي بيش از اين هم مي توانم!
آنقدر تنوع احساساتي كه هنگام اداي اين واژه در ذهنم مرور مي شود زياد است، كه ناخودآگاه نمي توانم اين كلمه را فقط يك بار بر زبان آورم و به ادامه ي جمله هايم بپردازم!
ديدن لانتوري مثل قرار گرفتن به جاي يك كيسه ي بوكس است! با ديدن هر اتفاق و نفوذ كردن به عمق آن انگار مشتي بر وجودت حواله مي شود و بخشي از آن را به درد مي آورد، شدت اين مشت ها رفته رفته دنده هايت را درهم مي شكند! حالا با هر دم و بازدم  بايد انبوه بي امان درد را بر دوش وجودت جا به جا كني و مشت ها يكي پس از ديگري تو را از پا بيندازد!
عمق اين درد خيلي زياد است! آنقدر زياد كه از جايي به بعد ديگر عصباني هم نيستي، خشمگين هم نيستي، فقط بي قراري، بي قرار و مضطرب!
بي قرار چه بايد كرد؟
اضطرار چه مي شود كرد؟


شدت اين درد از جايي عميق و عميق تر مي شود و مثل سفره هاي زيرزميني در بنيادي ترين بخش هاي وجودت جريان مي يابد، كه يك اتفاق را، يك حادثه را، يك جنون را! با تمام ابعادش، از همه ي مناظرش، از همه ي وجوهش از نظر مي گذراني و شاهد آن مي شوي!
آن وقت است كه قضاوت كردن، قاضي بودن، حكم كردن، تقريبا چيزي معادل با غير ممكن مي شود!
آن وقت است كه حيران مي ماني ميان مقتول و قاتل، ميان شكارچي و شكار، ميان قرباني و ظالم...
انگار اينجا همه مقتوليم و همه قاتل!
همه مجرميم و همگي بي گناه!

2
لانتوري روايت يك واقعه است، واقعه اي كه تلاشش بر استناد است، سنديت، مستند بودن، واقعي ديدن؛
درست است كه همگي كارشناسان و شاهدان و پزشكان اين فيلم بازيگرند و غير واقعي، درست است كه حادثه ي فيلم برداشتي طابق و نعل به نعل از يك رخداد واقعي نيست، اما مضمون لانتوري و شكلي را كه براي روايتش برگزيده اند همگي به شدت برگرفته از اجتماند و قابل لمس و باور!
فضاي مستند گونه ي اثر همراه تدوين درخشان هايده صفي ياري و ريتم مناسبي كه درميشيان در دكوپاژ و شكل روايتش ايجاد كرده، تماشاگر را در التهابي رو به افزايش قرار مي دهد و تقريبا تا آخرين دقايق اين فيلم ١١4 دقيقه اي نه تنها چيزي از تلاطمش كاسته نمي شود، بلكه در واپسين لحظاتش شاهد اوج ضربه ها به كيسه ي بوكس كذايي هستيم!
 فيلم  درميشيان از آن دسته فيلم هاست كه نه فقط به خاطر فضاسازيش، كه به خاطر مضمون و بيشتر به سبب داشتن نگاهي همه جانبه به يك حادثه ي آشنا و نفس گير، امكان قضاوت را از تماشاگر مي گيرد و او را كيسه ي بوكس ضربات هوار شده ي فيلم مي كند!
وقتي بخشي از حقيقت پوشيده است، وقتي تو از پس و پشت هر حادثه و آدم هاي درگير در آن حادثه بي خبري يا كمتر اطلاع داري، وقتي تنها جزئيات وقوع يك جرم را مي داني و از ابعاد وجودي و شخصيت آدم هاي درگير در اين جرم بي اطلاعي،
وقتي كم مي داني و
كمتر مي داني و
نمي داني!
آن وقت قضاوت ساده تر مي شود، تو با يك ضارب مواجه مي شوي و يك مضروب؛
تو مي داني ضارب مجرم است و مضروب ستم ديده؛ آن وقت است كه تصميم گيري راحت تر است و واكنش آشكارتر؛
اما زماني كه از زير و بم موضوع مطلعي، وقتي شنونده و بيننده ي روايتي همه جانبه از همه ي آدم هاي در گير در ماجرا هستي، وقتي به خاطر روزمرگي ها و نديدن ها و نشنيدن هايت ناخودآگاه از جايي دست هاي خودت را هم دخيل در ماجرا مي بيني، آن وقت است كه قاضي بودن و قضاوت كردن و حكم دادن، كاري مي شود ناممكن!
چرا كه هم با تمام وجود، و هم با هزار و يك دليل و منطق و احساس خواهان قصاصيم، هم با تمام وجود، و هم با هزار و يك دليل و احساس و منطق در جستجوي بخشش!
نه امكان چشم پوشي از شكارچي را داريم، نه توان بي تفاوتي نسبت به جراحت شكار!

گذاشتن نقطه ي پايان در اين گرداب بي پايان، تنها از عهده ي يك نفر ساخته است، تنها يك نفر!

5
كسي كه
توانايي شروع را
در نقطه ي پايان
دارد...
كسي كه مي تواند ممكن را
هم قدم
ناممكن كند...
كسي كه مي تواند صورتش را از هرچه آلودگي و زشتي و ناپاكي بشويد
و بدون چشم،
زيباترين تصاوير زندگي را، نقاشي كند!

كدام از ما جرات و توان چنين كاري را داريم؟!

عارفه آزرمی
مرداد 95

 4

افزودن نظر

رنگیهایی که در مورد این مطلب گفته اند

نظرات (2)

  • محسن

    گزارش

    خیلی خووب بود عارفه جان و مررسی که انقد کوتاه و جذاب و ملموس مینوسی
    ديدن لانتوري مثل قرار گرفتن به جاي يك كيسه ي بوكس است!
    و امیدوارم درمیشیان ، درمیشیان بمونه :)

  • سيد بهياد

    گزارش

    زير اين آسمان آبي
    كسي دري را بسته

دیدنیها از دید تو

همراه با ریچاردِ "حمیدرضا نعیمی"

همراه با ریچاردِ حمیدرضا نعیمی ...

خسته نباشيد آقاي نعيمي!نویسنده: یگا...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های ...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجس...

مروری بر آثار "استنلی کوبریک"

مروری بر آثار استنلی کوبریک ...

کوبریک با درخشش! نویسنده: یگانه ک...

محرم در استان یزد...

محرم در استان یزد...

رگ پنهان رنگ ها... " خیال می...

تازه های سرگذشت ابرها

داوود فتحعلی بیگی

داوود فتحعلی بیگی

دنیای آقای نمایش ایرانی! آدم هایی ...

علیرضا کوشک جلالی

علیرضا کوشک جلالی

علیرضا کوشک جلالی متولد ۱۳۳۷ در...

آرش دادگر

آرش دادگر

آرش دادگر در سال 1352 در شیراز ...

مرضیه برومند

مرضیه برومند

مرضیه برومند (زاده ۱۷ خرداد ۱۳۳۰ د...

ولگردی های اخیر

محرم در یزد...

محرم در یزد...

رگ پنهان رنگ ها... " خیال می...

به بهانه سفر به سرزمین کوه های بلند، هورامان

به بهانه سفر به سرزمین کوه های بلند...

جایی فراسوی ابرها... اینجا بالاست،...

به بهانه ی سفر به سرزمین افق های بی انتها، زواره ی اصفهان

به بهانه ی سفر به سرزمین افق های بی...

ستاره های ساکن زمین! شنیده بود...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های بی سر، یونان کهن...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های ...

زیتون های پرنده! نمی دانم سرش را ک...

کلیه حقوق مادی و معنوی این تارتما متعلق به رنگی می باشد.

Designed By این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید@ 2013

var _paq = _paq || []; /* tracker methods like "setCustomDimension" should be called before "trackPageView" */ _paq.push(['trackPageView']); _paq.push(['enableLinkTracking']); (function() { var u="//piwik.rangi.me/"; _paq.push(['setTrackerUrl', u+'piwik.php']); _paq.push(['setSiteId', '1']); var d=document, g=d.createElement('script'), s=d.getElementsByTagName('script')[0]; g.type='text/j-avascript'; g.async=true; g.defer=true; g.src=u+'piwik.js'; s.parentNode.insertBefore(g,s); })();