شعار سایت رنگی- خانه ای می سازیم

یادداشت "آرش دادگر" در مورد آخرین اثر خود "هملت"

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه چه خبر از تئاتر

9
+9

 به نقل از www.tamashakhaneh.ir
 
رنگی،نمایش،عارفه آزرمی،آرش دادگر،هملت چرا شکسپیر؟ چرا هملت؟ چرا کوانتوم؟ 
 
بورخس: جادوگر بزرگ کسی است که آن‌چنان خودش را جادو کند که تصاویر آشفته ذهن خویشتن را اشباحی مستقل بداند.
 
آیا وقتی از فیزیک کوانتوم صحبت می‌کنیم با دنیای سحر و جادو سر و کار داریم. آیا ما شمن و جادوگر هستیم. آیا فضایی که ایجاد می‌شود متعلق به جهان سورئال است. آیا همین باعث نمی‌شود که تنها رگه‌هایی از واقعیت در آثار و مناسبات ما وجود داشته باشد و مابقی جهانی غیر واقعی است که صحت وجود آن را نمی‌توانیم به صراحت اعلام کنیم. آیا ما به سرعت به سوی رویا بینی از پیرامون خود سوق داده نمی‌شویم. چرا منطق، جوابگوی تمامی اعمال ما نیست... قوانین چه می‌شوند؟ از بین می‌روند یا صورت‌های خود را تغییر می‌دهند؟ آیا این تغییر قوانین از تغییر ماست و یا از طبیعت پیرامونمان... ما... کجا ایستاده ایم؟؟
 چند ماه پیش با دو تن از همکارانم که یکی از آن‌ها از اساتید برجسته ادبیات نمایشی است؛ در سفری کاری بودیم. بی خوابی و ولع حرف زدن درباره دانسته‌ها و نداسته‌ها وادارمان کرد تا ساعت شش صبح به بحث و گفتگو بنشیینیم. ناخواسته صحبت من به آخرین کارم کشید. نمایش هملت، باز خوانی شهرام احمدزاده از نمایشنامه هملت شکسپیر. من دریافت‌ها و شک‌های خود را از متن اصلی و دلایل دگرگونی روابط شخصیت‌ها و ساخت رویدادهای جدید در نمایشم را و این که می‌خواستم در اصل چه اتفاقی مدرنی در ساختمان متن و در اجرایم صورت بگیرد تا با زاویه نگاهی نو و دگرگون شده به داستان هملت، جهان روابط امروز تماشگر را به چالش در آورم را توضیح دادم. اما وقتی با این سخن روبرو می شوم که غلط است. شکسپیر نمی‌خواهد این مطالب را بگوید و یا اگر می‌خواست خودش می گفت؛ اینها تفسیر های تو و یا توهمات تو از این اثر است و متن اصلی همچنان محکم خلل ناپذیر پابرجاست... من کاملا ناتوان از ادامه بحث و یا پاسخ‌گویی می‌شوم. نه اینکه پاسخ مناسبی ندارم، نه... ادامه گفتگو را بی نتیجه می‌بینم.
 
به یاد خاطره‌ای می افتادم که دانشمندی از دوستان آلبرت آینشتن برایش بازگو می‌کند. او می‌گوید در کنار دریاچه‌ای پسر بچه‌ای را دیده است که تلاش می‌کند قطعه سنگی را بر روی آب پرواز دهد اما هر بار سنگ پس از دو برخورد در آب فرو می رود. او به پسر بچه نشان می‌دهد که چگونه باید با زاویه‌ای درست سنگ را به دست گرفت و با چه ارتفاعی از سطح آب آن را پرتاب کرد. خودش چند قطعه سنگ برمی‌دارد و چنان خوب پرتاب می‌کند که سنگ‌ها تا هشت، نه و حتی ده بار بر سطح آب پرواز می کنند. آنگاه کودک به او می گوید "بله، درست است. هر کدام چندین بار می‌جهند. اما منظور من از این کار این نیست. سنگ‌ها روی آب حلقه‌های مربع نمی سازند دلخور نباشد. آن چه اهمیت دارد فکر کردن به آن اندیشه است."
 
ما برای چه تئاتر کار می‌کنیم برای چه کسانی؟ تئاتر ما چه اثری می‌تواند داشته باشد؟ اگر آنچه همگان می‌دانند را به گونه‌ای باز گو کنیم که چون امری دانسته و آشکار است آیا شایسته یک آفرینش هنری هستیم.
 
برشت در گفتگویی خیالی در کتاب "درباره تئاتر" این ادعا را دارد که از بازیگران خود راضی نیست نه به این دلیل که بد بازی می‌کنند... نه! بلکه به این خاطر که غلط بازی می‌کنند. آنان باید برای مردمان عصر علم بازی کنند. اما مگر تماشاگران عصرعلم چه کسانی هستند، اشخاصی خاص، نخبه، اندیشمندان ... قطعا نه؛... برشت با دیدگاه سوسیالیستی که داشت به این طبقات قائل نبود. پس این تماشاگران چه کسانی هستند؟
 
روز به روز نگرش ما نسبت به زندگی پدیده‌های پیرامونمان و طرز تلقی ما از مناسبات خود با دیگری دستخوش تغییر و تحول است چه از دید نادانسته‌هایی که به سرعت به دانسته تبدیل می‌شوند و چه از نظر روابط انسانی... این ما نیستیم که انتخاب می‌کنیم. بلکه انتخاب ما از تاثیرات و تغییرات روزانه ما شکل می‌گیرد. از مناسبات اجتماعی ما در بستر قدرت، داشته‌ها و نداشته‌هایمان. شاید اگر جنگ جهانی اول، دوم و جنگ تسلیحاتی میان امریکا و شوروی سابق نبود، تجهیزات نظامی هم تا به امروز به این سرعت پیشرفت نمی کرد و ویرانی روابط انسانی هم بدین گونه اتفاق نمی‌افتاد و صد البته بسیار اختراعات و اکتشافاتی که موجب آسایش و امنیت و پیشرفت بشریت در حال حاضر‌ند هم بدست نمی‌آمد.
 
انسان کلاسیک برای تغییر نیازمند به گذر چندین نسل و یا چندین قرن را داشت تا تبدیل یا تغییر را بپذیرد. کشاورز زاده تا پایان عمر کشاورز زاده بود. با اسب زمین و خیش و گاو سر و کار داشت و این همه از پدر به پسر به ارث می‌رسید. می بایست چندین نسل گذر کند تا اتفاقات بسیار در حد تغیرات بنیادی صورت بگیرد . نظام ارباب رعیتی و فئودالی به بورژووایی تبدیل شود، انقلابات صنعتی و سیاسی بوجود بیاید. انرژی‌های جدیدی چرخه تولید را دگرگون کند، بی وطن‌ها وطن دار شوند. ملی‌گرایی به اوج خود برسد، علم و آموزش همگانی شود و دانشمندان از دخمه‌های نمور خارج شوند، حق شهروندی به میان آید...تا کشاورز زاد ما، اکنون اندیشمند، مخترع و حتی رئیس جمهور باشد.
 
می‌خواهم به دوست و همکارم بگویم حرف شما کاملا درباره متن درست است. اینها تصورات من است .اما مگر تصورات و شک درباره هر پدیده اثبات شده ای غلط است. در علم یک آزمایش یا تئوری تنها می‌تواند سست پایگی نظریه ای را که ارائه داده‌ای اثبات کند. به هیچ وجه نمی‌تواند درستی آن را به طور قطع به ثبوت برساند. قوانین نیوتون نظریه‌هایی بود که اصول کاملا قطعی ارسطویی و اقلیدوسی را زیر پا گذاشت و دنیا را دگرگون کرد و خود تبدیل به قوانین فیزیک کلاسیک شد و نظریه نسبت عام و خاص آینیشتن از شک در قانون جاذبه نیوتون ایجاد شد، نه رد آن... و فیزیک کوانتوم نگاه ما را نسبت به زیر ساخت‌های هستی دگرگون کرد. در حالی که آینیشتن تا پایان عمر خود فیزیک کوانتوم را نپذیرفت.
 
همه چیز در حال تغییر است. این ما و پدیده‌های پیرامون ما هستند که باعث می شوند سرعت تغییر متغییر باشد. امروزه در جستجوی ثابت‌ها بودن کار بیهوده‌ای است؛ جنگ مغلوبه است. اما درگیر شدن با متغییر‌ها ما را در مبارزه‌ای جستجو گرایانه قرار می‌دهد. امروزه انسان جستجوگر، به این باور دست پیدا کرده است، که تغییر همیشه بوده، از ازل تا ابد، تنها نکته مهم آن است که ما تازه به آن پی برده ایم و آن را پذیرفته ایم که هیچ چیز ثابت نیست. ستاره ای که قرن هاست برایمان می‌درخشد و هر شب آن را می‌بینیم در اصل میلیون‌ها سال پیش مرده است و ما نور انفجار نابودی او را می‌بینیم. پس بیایم دست از داشته‌های ناکارآمد وکهنه خود برداریم و بپذیریم که درست و غلطی وجود ندارد. بلکه کارآمد یا ناکارآمد زبان امروز ماست.
 
بیایم دوباره آغاز کنیم : من تغییر می‌دهم، پس هستم... هستم، چون تغییر یافته ام.
 
افزودن نظر

رنگیهایی که در مورد این مطلب گفته اند

نظرات (1)

دیدنیها از دید تو

همراه با ریچاردِ "حمیدرضا نعیمی"

همراه با ریچاردِ حمیدرضا نعیمی ...

خسته نباشيد آقاي نعيمي!نویسنده: یگا...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های ...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجس...

مروری بر آثار "استنلی کوبریک"

مروری بر آثار استنلی کوبریک ...

کوبریک با درخشش! نویسنده: یگانه ک...

نگاهی به نمایش "ریچارد" تازه ترین اثر "حمیدرضا نعیمی"

نگاهی به نمایش ریچارد تازه ترین ا...

مردم هيچ وقت فراموش نمي كنند! گر...

تازه های سرگذشت ابرها

داوود فتحعلی بیگی

داوود فتحعلی بیگی

دنیای آقای نمایش ایرانی! آدم هایی ...

علیرضا کوشک جلالی

علیرضا کوشک جلالی

علیرضا کوشک جلالی متولد ۱۳۳۷ در...

آرش دادگر

آرش دادگر

آرش دادگر در سال 1352 در شیراز ...

مرضیه برومند

مرضیه برومند

مرضیه برومند (زاده ۱۷ خرداد ۱۳۳۰ د...

ولگردی های اخیر

به بهانه سفر به چابهار

به بهانه سفر به چابهار...

گل‌های خیال... از بچگی ع...

به بهانه سفر به نایین و ورزنه

به بهانه سفر به نایین و ورزنه...

رشته های هویت... مثل خویشاوندند، ش...

بسطام و خرقان، 19-21 مهر 1397

بسطام و خرقان، 19-21 مهر 1397...

ابرها نزدیک‌اند نویسنده: ...

به بهانه سفر به خرقان و بسطام

به بهانه سفر به خرقان و بسطام...

ردّ پای باران... چیز عجیبی است، او...

کلیه حقوق مادی و معنوی این تارتما متعلق به رنگی می باشد.

Designed By این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید@ 2013

var _paq = _paq || []; /* tracker methods like "setCustomDimension" should be called before "trackPageView" */ _paq.push(['trackPageView']); _paq.push(['enableLinkTracking']); (function() { var u="//piwik.rangi.me/"; _paq.push(['setTrackerUrl', u+'piwik.php']); _paq.push(['setSiteId', '1']); var d=document, g=d.createElement('script'), s=d.getElementsByTagName('script')[0]; g.type='text/j-avascript'; g.async=true; g.defer=true; g.src=u+'piwik.js'; s.parentNode.insertBefore(g,s); })();