شعار سایت رنگی- خانه ای می سازیم

به بهانه ی سفر به سرزمین خیابان های شاعر، فرانسه!

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه ولگردی ها

5
+5

20آویزان از کلید سل!

لا، سل، دو، سی، ر، فا....
همیشه با دیدن صفحات نت در مقابلم حسی عجیب مثل سَر رفتن ناگهانی شیر روی گاز در درونم سر می رفت! فکر می کردم اگر می توانستم لا به لای خطوط حامل راه بروم، از یک صفحه ی پارتیتور به صفحه ی دیگر پرش کنم، از روی کلید سل سُر بخورم، یا لا به لای نت های سفید و سیاه قَلت بزنم، چه می دیدم و چه می شنیدم؟!
فکرمی کردم اگر می توانستم تبدیل شوم به قطره ای لا به لای این سیل عظیم صدا ونت، به حتم حسی متفاوت را مزمزه می کردم؛ حسی سرگردان ما بین لطافت و عظمت، حسی موزون و متناسب که تنها با لهجه ی یک ساز می توانی معنایش کنی...


یاد "گروس" سبز، می گفت:
 "گوش کن
 به نت هایی که پشت پنجره ات می خورد
 با
 را
 باران باش! ..."
وقتی این سوی پنجره در طبقه ی ششم خانه ای با سبک و سیاق قرن نوزده در فرانسه می نشینی، وقتی نم باران می زند و تو سمفونی های موزار و ویوالدی را یک به یک زیر و رو می کنی، وقتی کش میایی لا به لای ترنم موزون این ارواح غربی، همه چیز در اطرافت با لطافتی اعجاب آور به رقص می آید. انگار تو هم مثل قطره های باران لطیف می شوی، بعد جاری می شوی در کوچه پس کوچه های پاریس و سرک می کشی به گالری ها و موزه ها و کاخ ها و ساختمان های ریز و درشت.

4

همه چیز از "شانزه لیزه"، "ورسای"، "ایفل"، "نتردام" تا "لوور" و "ارسی" و "ژرژ پمپیدو" و ... را از پشت شیشه ای بخار گرفته با آوایی نرم می شنوی و می بینی. در پرسه های خیابانیت به دیدار ساختمان های شبیه به هم با دود کش های نارنجی انگشتانه ای می روی و لا به لای این همه ریزبینی و هنر گم می شوی؛ در هم همه ی این همه اجزا، داستان پاریس را از زبان ویولن سلی میانسال در گوشه ی محله ی باصفای "مون ماخت" می شنوی و بعد رفته رفته فکر می کنی که آرشه ای شده ای کشیده بر اندام مرمرین پاریس که با هر قدمت نُتی می شوی پرتاب شده از حنجره ی گرم این شهر و می شنوی سمفونی آرام، اصیل، و خوش بوی فرانسوی را؛ اینجاست که می توانی نتی کوچک باشی لا به لای خطوط حامل و آویزان از کلید سل!
سفر به پاریس مثل راه رفتن بر حریر نرم سمفونی های کلاسیک است، همان قدر ریشه دار، همان قدر پر ابهت، همان قدر اعجاب آور و به یاد ماندنی
 امید که پس از شنیدن این سمفونی ناب، کار من میان خطوط حامل "رسیدن به آواز حقیقت باشد" و بس!

عارفه آزرمی

مرداد 94

24

23

21

افزودن نظر

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد

دیدنیها از دید تو

نمایش "کروماکی" در تماشاخانه ی "دا"

نمایش کروماکی در تماشاخانه ی دا ...

 قلقلك گوشه هاي كم تمركز!   بعض...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های ...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجس...

به بهانه ی "فروشنده" اصغر فرهادی

به بهانه ی فروشنده اصغر فرهادی...

گزارش يك انهدام! انهدام يعني ويران...

"پروست چگونه مي تواند زندگي شما را دگرگون كند؟" از نگاه آلن دوباتن!

پروست چگونه مي تواند زندگي شما را ...

در كوچه پس كوچه هاي رمان پروست! نم...

تازه های سرگذشت ابرها

داوود فتحعلی بیگی

داوود فتحعلی بیگی

دنیای آقای نمایش ایرانی! آدم هایی ...

علیرضا کوشک جلالی

علیرضا کوشک جلالی

علیرضا کوشک جلالی متولد ۱۳۳۷ در...

آرش دادگر

آرش دادگر

آرش دادگر در سال 1352 در شیراز ...

مرضیه برومند

مرضیه برومند

مرضیه برومند (زاده ۱۷ خرداد ۱۳۳۰ د...

ولگردی های اخیر

به بهانه ی سفر به سرزمین افق های بی انتها، زواره ی اصفهان

به بهانه ی سفر به سرزمین افق های بی...

ستاره های ساکن زمین! شنیده بود...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های بی سر، یونان کهن...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های ...

زیتون های پرنده! نمی دانم سرش را ک...

به بهانه ی سفر به کوه جنگل های ماسال...

به بهانه ی سفر به کوه جنگل های ماسا...

تونل شیشه ای مات! بازی خط و نقطه...

سفر به دامنه ی البرز...

سفر به دامنه ی البرز......

فلشي بلند در جهت آسمان... جاده چيز...