شعار سایت رنگی- خانه ای می سازیم

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های بی سر، یونان کهن...

نوشته شده توسط عارفه آزرمی. Posted in مجموعه ولگردی ها

16
+16

01زیتون های پرنده!

نمی دانم سرش را کجا جا گذاشته؟
اصلا سر دارد یا نه؟
شاید بیش از یک سر دارد و هر بار یکی از آن ها را استفاده می کند!
پس دست هایش کجاست؟
آن ها را هم همراه سر یا سرهایش گم کرده؟!
شاید ربطی باشد بین سرها و دست هایش!
شاید فکرهای مختلف در سرهای متفاوتش، آثار گوناگونی را با دست هایش خلق می کند!
چرا قلب و تنش یکی است اما سرها و  دست هایش متنوع؟!
اینکه ذهنیات گوناگون با اعمال مختلف بتوانند کنار هم در یک قلب و تن خانه کنند معنایش چیست؟!
شاید معنای دمکراسی همین است!...

دمو یعنی مردم، کراسی یعنی قدرت! شاید این تن واحد با سرها و دست های مختلف، همان جامعه ی واحد با آرا و اعمال متنوع باشد که قدرت این تن را نه در فکری یکسان، که در افکار و کردار متفاوت مردم می یابد.
وقتی لا به لای کوچه پس کوچه های باریک و طولانی آتن کهن -مهد دمکراسی- راه میروی، وقتی صورت خسته اما مهربان این شهر را از نزدیک می بینی، وقتی انبوه پیامبران آزادی – کبوتران سپید و سیاه- را هم پای عابرین در پیاده روهای شلوغ آتن همراهی می کنی، وقتی درختان پرپشت اما کوتاه قد زیتون با گیسوان صاف و لطیفشان طعم ملس صلح را در دهان بی مرز فکرت به جوشش می آورند، آن وقت است که فکر می کنی  می شنوی صدای هزاران چرا و شایدهای فلاسفه ی کهن جهان را در گوشه و کنار این شهر، از آکادمی افلاطون گرفته تا تندیس های بی سر ساکن موزه ها، از پیاده روهای پلاکا تا ستون های قامت کشیده و تئاترهای چند هزار نفری آکروپولیس!

08
این سرزمین هزار و یک تو، با هزاران داستان و حکایت، محل پرسه ی ارواح خدایان و نیمه خدایان، هنوز هم بهترین مکان برای آشتی آسمان و زمین است! کافی است بخواهی نیم نگاهی به مجمع روح های جسور بیندازی، از معبد پارتنون و آتنا در آکروپولیس، تا دلفی و میکنا در ستیغ کوه ها و دل افلاک؛ باید آماده ی ماجراجویی شوی و بند کفش هایت را محکم کنی...
تو -انسان- باید مسافر آسمان شوی! چرا که معابد یونان، محل دورهمی روح های اساطیری، هیچگاه روی زمین نیست! این معابد سنگی عظیم، در بلندترین نقطه ی ستیغ کوه ها بهانه ای هستند برای فتح آسمان توسط لباس خاکیان زمینی!
گویی یونانیان این انسان های آرمانی، با چراها و سوال های ریز و درشتشان، مسافرین مرتفع ترین ها می شوند تا با احداث معابد و تئاترها در بلندترین ستیغ ها، پیام آوران آشتی آسمان و زمین شوند؛ جایی که انسان، بلندمرتبگی و قدرت زمین را به رخ می کشد و خدایان، وسعت و اقتدار آسمان را!

06
اما محل گفتگوی این اَبَرهای زمینی و آسمانی کجاست؟

در درون معابد؟

نه!... در دل منحصر به فرد ترین مهمانخانه ی دنیا، در صحنه ی پرشکوه تئاتر! اینجاست که خدایان و انسان ها به مصاف هم رفته و با جدال و گفتگو در میان صحنه ی تئاتر همراه همسرایان خالق تراژدی ها و کمدی های ناب می شوند! گویی ما تماشاگران، شاهدان زمینی این پیوند مبارک بین زمین و آسمانیم تا با تزکیه ی وجودمان –کاتارسیس- در میانه ی این نمایش درخشان، روحمان را جلا دهیم و آماده ی قدم زدن و پرواز بر صحنه ی آفرینش شویم!

09
ما تماشاگران، نه تنها از بالای ستیغ معابد شاهد هنرنمایی خدایان و انسان هاییم، که از آنجا می توانیم در وسعت بی کران دریای زیرپایمان، خط پیوند افق آسمان و زمین را به نظاره بنشینیم و همچنان در شادی پیوند این دوگانه ی متضاد پایکوبی کنیم!

05
وقتی پله پله از ملاقات آسمان پایین می آییم و کمی از یونان اساطیری فاصله می گیریم، با پا گذاشتن بر پهنه ی زمین انسان ها اولین صدایی که می شنویم این است:

جیر، جیر، جیر، جیر!
گویی روح طغیان گر و پرشورِ آتن نو در کوچه پس کوچه هایش، با فریاد جیرجیرک ها و به کمک انواع گرافیتی های رنگ به رنگ اعتراض خاموشش را بر چهره ی پر چروکش می نشاند! آتن شهر غذاهای خوش خوراک و کافه های شلوغ، در دل بحران های سهمگین اقتصادی همچنان می خندد و با ظاهری شاد و میهمان نواز چشم انتظار مسافران تازه می نشیند. اما سیمای حقیقی این بانوی باوقار و کهنسال به سبب فریادهای بی صدای نقش های گرافیتی و جیرهای مداوم جیرجیرک های سرگردان، خسته تر از همیشه رخ نشان می دهد! اما چه باک که کبوترهای سپید و شاخه های زیتون خانه کرده در لا به لای خیابان های قدیمی و چروک پیراهنش، آرزوی جهانی آزاد، صلح جو و بدون بحران را در سر می پروراند...
امید که روزی ما هم بتوانیم بر بال کبوتران سپیدبال با شاخه های زیتون بر لب، نظاره گر صلح و دوستی در سراسر زمین و آسمان باشم!

عارفه آزرمی
شهریور96         

020307

11

برای دیدن عکس های بیشتر می توانید به اتاق من و دوربینم مراجعه کنید.

افزودن نظر

رنگیهایی که در مورد این مطلب گفته اند

نظرات (4)

  • مریم

    گزارش

    چه خوب بود. انگر تو جهان‌های زمان حضور همزمان داشتی, یه جور انگار این مجسمه‌ها و آثار همپوشانی زمانی ایجاد کردند برات...!

  • شیرین

    گزارش

    بینظیر بود گلی. همیشه به سفرهای عالی

  • دریا

    گزارش

    مثل همیشه عالی بود. افرین به احساسات قشنگ و عمیقی که داری و هنری که این ها رو در قالب واژه ه به زیبایی هرچه تمام تر به تصویر می کشی.

  • Mandan

    گزارش

    Aali bood Arefeh joon

دیدنیها از دید تو

نمایش "کروماکی" در تماشاخانه ی "دا"

نمایش کروماکی در تماشاخانه ی دا ...

 قلقلك گوشه هاي كم تمركز!   بعض...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های ...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجس...

به بهانه ی "فروشنده" اصغر فرهادی

به بهانه ی فروشنده اصغر فرهادی...

گزارش يك انهدام! انهدام يعني ويران...

"پروست چگونه مي تواند زندگي شما را دگرگون كند؟" از نگاه آلن دوباتن!

پروست چگونه مي تواند زندگي شما را ...

در كوچه پس كوچه هاي رمان پروست! نم...

تازه های سرگذشت ابرها

داوود فتحعلی بیگی

داوود فتحعلی بیگی

دنیای آقای نمایش ایرانی! آدم هایی ...

علیرضا کوشک جلالی

علیرضا کوشک جلالی

علیرضا کوشک جلالی متولد ۱۳۳۷ در...

آرش دادگر

آرش دادگر

آرش دادگر در سال 1352 در شیراز ...

مرضیه برومند

مرضیه برومند

مرضیه برومند (زاده ۱۷ خرداد ۱۳۳۰ د...

ولگردی های اخیر

به بهانه سفر به سرزمین کوه های بلند، هورامان

به بهانه سفر به سرزمین کوه های بلند...

جایی فراسوی ابرها... اینجا بالاست،...

به بهانه ی سفر به سرزمین افق های بی انتها، زواره ی اصفهان

به بهانه ی سفر به سرزمین افق های بی...

ستاره های ساکن زمین! شنیده بود...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های بی سر، یونان کهن...

به بهانه ی سفر به سرزمین مجسمه های ...

زیتون های پرنده! نمی دانم سرش را ک...

به بهانه ی سفر به کوه جنگل های ماسال...

به بهانه ی سفر به کوه جنگل های ماسا...

تونل شیشه ای مات! بازی خط و نقطه...